مرتضى راوندى

69

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سياست تبليغ و گسترش اسلام در عهد عثمان نيز دنبال شد ؛ منتها در عهد خلافت او بر خلاف تعاليم على ( ع ) ظلم و تبعيض پايه‌گذارى شد و سنتها و روشهاى غلط عثمان ، چنان كه گفتيم ، در عهد جانشينان او دنبال گرديد ؛ بطورى كه در عهد بنى اميه هركجا كه گشوده مىشد ؛ « آن سرزمين و مردم آن و هرچه داشتند روزى پاك و پاكيزهء فرمانروايان عرب بشمار مىآمد . و دليل بر آن ، گفتهء سعيد بن عاص ، والى عراق ، و اظهارات عمرو عاص ، به فرماندار اخناست كه ممالك مفتوحه و مردم و سكنهء آنها را از آن خود مىدانستند و به خود اجازه مىدادند كه مردم را بيرحمانه مورد استثمار قرار دهند . » « 1 » جالب توجه است كه در صدر اسلام ، نظر فاتحان و كشورگشايان عرب اين بود كه اراضى متصرفى را ، مانند ساير اموال ، ميان خودشان تقسيم كنند ؛ ولى عمر ، با اين فكر مخالفت كرد و پس از فتح ايران ، به سعد و قاص دستور داد : « غنايم جنگى و اموال منقول را ميان مسلمانان تقسيم كن ، ولى زمين و رودخانه‌ها را به دست كشاورزان بسپار ؛ زيرا اگر آن را نيز ميان حاضران تقسيم كنى براى آيندگان چيزى باقى نمىماند » عمر به خوبى مىدانست كه اگر زمين را هم از مردم شكست خورده و مغلوب خاورميانه بگيرند ، ديگر كسى و چيزى باقى نمىماند كه مورد استفاده و بهره‌كشى اعراب قرار گيرد . براساس اين فكر اقتصادى ، عمر گفت : « ما از زمين و مردم ماليات مىگيريم و به شما مىدهيم ، اما خود زمين بايد به دست مردم باقى ماند . » « 2 » وضع مالى مسلمين « در زمان پيغمبر و ابو بكر ، عوايد مالى دولت اسلامى منحصر به اين سه درآمد بود : 1 ) زكات كه از دولتمندان مىگرفتند و به فقيران مىدادند . 2 ) غنيمتهايى كه در جنگ به دست مىآمد و ميان سپاهيان تقسيم مىشد . 3 ) جزيه كه از يهود و نصاراى عربستان دريافت مىداشتند . پيغمبر يا خليفهء پيغمبر ، اين درآمدها را مىگرفت و بدون رعايت سابقه و نسب ، بطور مساوى ، ميان مرد و زن و كوچك و بزرگ و بنده و آزاد تقسيم مىكرد و اگر چيزى از خارج به مدينه مىرسيد ، در مسجد ، به دست پيغمبر يا خليفهء پيغمبر ، بدون قيد و شرط ، تقسيم مىشد و چيزى از آن باقى نمىماند . همين كه در زمان عمر ، ممالك روم و ايران گشوده شد ، درآمد اسلام زياد شد و ناچار ، براى ثبت و ضبط آن و تعيين دخل و خرج ، محتاج به دفتر شدند . عمر براى تنظيم امور مالى ، دفاترى تعيين كرد كه در آن ، واردات ثبت مىشد و ميزان حقوق مستحقان قيد مىگشت . به روايتى در سال هشتم و بروايتى در سال پانزدهم هجرى ، اين دفاتر تأسيس گشت ؛ و اين همان است كه ايرانيان آن را ديوان مىخوانند . عمر پس از مطالعه در اوضاع اطرافيان خود ، آنها را از نظر سابقه و تأثير در تأسيس دولت اسلام ، به درجات تقسيم‌بندى كرد و بر خلاف سنت و روش ديرين پيغمبر ، براى پرداخت حقوق ، تبعيض قائل شد و خدمات و سابقهء اشخاص و نزديكى آنها را با پيغمبر ( ص ) مورد توجه قرار داد .

--> ( 1 ) . ر ك : همان . ج 2 ، ص 22 . ( 2 ) . همان . ج 1 ، ص 209 - 208 .